خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتیای ماه رو تشریف ده مر آسمان را ساعتی
۲
ای آن که هستت در سخن مستی میهای کهندلداریی تلقین بکن مر ترجمان را ساعتی
۳
تن چون کمانم دل چو زه ای جان کمان بر چرخ نهسوی فراز چرخ نه آن نردبان را ساعتی
۴
پیر از غمت هر جا فتی زان پیش کید آفتیبنما که بینم دولتی بس جاودان را ساعتی
صفحهٔ ۱ از ۵