خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتیدی نکتهای فرمودهای جان را برای آشتی
۲
جان را نشاط و دمدمه جمله مهماتش همهکاری نمیبینم دگر الا نوای آشتی
۳
جان خشم گیرد با کسی گردد جهانش محبسیجان را فتد یا رب عجب با جسم رای آشتی
۴
با غیر اگر خشمین شوی گیری سر خویش و رویسر با تو چون خشمین شود آن گاه وای آشتی
صفحهٔ ۱ از ۳