شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگریو آن لطف بی‌حد زان کند تا هیچ از حد نگذری
۲
با صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشینگر پای در بیرون نهی زین خانقاه شش دری
۳
داری دری پنهان صفت شش در مجو و شش جهتپنهان دری که هر شبی زان در همی‌بیرون پری
۴
چون می‌پری بر پای تو رشته خیالی بسته‌اندتا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth