شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلدارییاز دام تن وا می‌رهد هر خسته دل اشکاریی
۲
هر مرغ صدپر می‌شود سوی ثریا می‌پردهر کوه و لنگر زین صلا دارد دگر رهواریی
۳
مرغان ابراهیم بین با پاره پاره گشتگیاجزای هر تن سوی سر برداشته طیاریی
۴
ای جزو چون بر می‌پری چون بی‌پری و بی‌سریگفتا شکفته می‌شوم اندر نسیم یاریی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth