شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی
۲
چونک سپید است و سیه روز و شب عمر همهعمر دگر جو که بود ساده چو نور صمدی
۳
ای تو فرورفته به خود گاه از آن گور و لحدغافل از این لحظه که تو در لحد بود خودی
۴
دیدن روزی ده تو رزق حلال است تو راگرم به دکان چه روی در پی رزق عددی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth