خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگذری درنگری جز دل خوبان نبریسر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری
۲
تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضاتا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
۳
تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسدتا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری
۴
سر ننهد چرخ تو را تا که تو بیسر نشویکس نخرد نقد تو را تا سوی میزان نبری
صفحهٔ ۱ از ۵