شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودیوگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودی
۲
خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش گرداناز آن گر فارغستی او ز پیش من چه کم بودی
۳
نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهیمکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
۴
بتا زیبا و نیکویی رها کن این گداروییاگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth