خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشیبراق عشق جان داری ز مرگ خر چه اندیشی
۲
چو من با تو چنین گرمم چه آه سرد میآریچو بر بام فلک رفتی ز بحر و بر چه اندیشی
۳
خوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدیرسن بازی من دیدی از این چنبر چه اندیشی
۴
بر این صورت چه میچفسی ز بیمعنی چه میترسیچو گوهر در بغل داری ز بدگوهر چه اندیشی
صفحهٔ ۱ از ۳