شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشیکله جویی نیابی سر چه شیرین است بی‌خویشی
۲
چو افتادی تو در دامش چو خوردی باده جامشبرون آیی نیابی در چه شیرین است بی‌خویشی
۳
مترس آخر نه مردی تو بجنب آخر نمردی توبده آن زر به سیمین بر چه شیرین است بی‌خویشی
۴
چرا تو سرد و برف آیی فنا شو تا شگرف آییغم هستی تو کمتر خور چه شیرین است بی‌خویشی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth