خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
۲
چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفتکجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی
۳
درآ ای تاج و تخت ما برون انداز رخت مابسوزان هر چه میسوزی بفرما هر چه فرمایی
۴
اگر آتش زنی سوزی تو باغ عقل کلی راهزاران باغ برسازی ز بیعقلی و شیدایی
صفحهٔ ۱ از ۵