شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باریزهی صورت بدان صورت نمی‌مانی که هر باری
۲
بسوزد دل اگر گویم همان دلدار پیشینیبسوزد جان اگر گویم همان جانی که هر باری
۳
فلک هم خرقه ازرق بدرد زود تا دامناگر تو آستین زان سان برافشانی که هر باری
۴
زهی خلوت زهی شاهی مسلم گشت آگاهیاگر زان سان من و ما را برون رانی که هر باری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth