خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگردانید با دلبر به حق صحبت و یاریهر آنچ دوش میگفتم ز بیخویشی و بیماری
۲
وگر ناگه قضاء الله از اینها بشنود آن مهخود او داند که سودایی چه گوید در شب تاری
۳
چو نبود عقل در خانه پریشان باشد افسانهگهی زیر و گهی بالا گهی جنگ و گهی زاری
۴
اگر شور مرا یزدان کند توزیع بر عالمنبینی هیچ یک عاقل شوند از عقلها عاری
صفحهٔ ۱ از ۲