خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیمارینه با اهل زمین جنسم، نه امکان است طیاری
۲
چو دست شاه یاد آید، فتد آتش به جان مننه پر دارم که بگریزم، نه بالم میکند یاری
۳
الا ای باز مسکین، تو میان جغدها چونی؟نفاقی کردیی گر عشق رو بستی به ستاری
۴
ولیکن عشق کی پنهان شود با شعله سینهخصوصا از دو دیده سیل همچون چشمه جاری
صفحهٔ ۱ از ۵