شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامیبیا بر قلب رندان زن که صاحب قرن ایامی
۲
برآور دودها از دل به جز در خون مکن منزلفلک را از فلک بگسل که جان آتش اندامی
۳
در آن دریا که خون است آن ز خشک و تر برون است آنبیا بنما که چون است آن که حوت موج آشامی
۴
اشارت کن بدان سرده که رندانند اندر دهسبک رطل گران درده که تو ساقی آن جامی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth