شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونیدل عشاق چون آتش تن عشاق کانونی
۲
بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتشکه می‌سوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی
۳
چو شمعی برفروزی تو ایا اقبال و روزی توچو چونی را بسوزی تو درآید جان بی‌چونی
۴
نیاید جز ز مه رویی طواف برج‌ها کردنکه مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth