خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر بیمن خوشی یارا به صد دامم چه میبندیوگر ما را همیخواهی چرا تندی نمیخندی
۲
کسی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانهبدین سرکای نه ساله نداند کرد خرسندی
۳
بخند ای دوست چون گلشن مبادا خاطر دشمنکند شادی و پندارد که دل زین بنده برکندی
۴
چو رشک ماه و گل گشتی چو در دلها طمع کشتینباشد لایق از حسنت که برگردی ز پیوندی
صفحهٔ ۱ از ۳