خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامیبشارت آیدش روزی ز وصل او به پیغامی
۲
هر آن چشم سپیدی کو سیه کردهست تن جامهسیاهش شد سپید آخر سپیدش شد سیه فامی
۳
چو گریان بود آن یعقوب کنعان از پی یوسفبشارت آمدش ناگه از آن خوش روی خوش نامی
۴
مثال نردبان باشد به نالیدن به عشق اندرچو او بر نردبان کوشد رسد ناگاه بر بامی
صفحهٔ ۱ از ۵