شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانیتو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی
۲
به حق اشک گرم من به حق روی زرد منبه پیوندی که با تستم ورای طور انسانی
۳
اگر عالم بود خندان مرا بی‌تو بود زندانبس است آخر بکن رحمی بر این محروم زندانی
۴
اگر با جمله خویشانم چو تو دوری پریشانممبادا ای خدا کس را بدین غایت پریشانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth