خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من پای همیکوبم ای جان و جهان دستیای جان و جهان برجه از بهر دل مستی
۲
ای مست مکن محشر بازآی ز شور و شرآن دست بر آن دل نه ای کاش دلی هستی
۳
ترک دل و جان کردم تا بیدل و جان گردمیک دل چه محل دارد صد دلکده بایستی
۴
بنگر به درخت ای جان در رقص و سراندازیاشکوفه چرا کردی گر باده نخوردستی
صفحهٔ ۱ از ۳