شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستیای دولت و اقبالم آخر نه توام هستی
۲
رستن ز جهان شک هرگز نبود اندکخاک کف پای شه کی باشد سردستی
۳
ای طوطی جان پر زن بر خرمن شکر زنبر عمر موفر زن کز بند قفس رستی
۴
ای جان سوی جانان رو در حلقه مردان رودر روضه و بستان رو کز هستی خود جستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth