شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانیپنهان شده و افکنده در شهر پریشانی
۲
ای آتش در آتش هم می‌کش و هم می‌کشسلطان سلاطینی بر کرسی سبحانی
۳
شاهنشه هر شاهی صد اختر و صد ماهیهر حکم که می‌خواهی می‌کن که همه جانی
۴
گفتی که تو را یارم رخت تو نگهدارماز شیر عجب باشد بس نادره چوپانی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth