شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم که روم زین جا پایم بگرفته‌ستیدل را بربوده‌ستی در دل بنشسته‌ستی
۲
سر سخرهٔ سودا شد دل بی‌سر و بی‌پا شدزان مه که نموده‌ستی زان راز که گفته‌ستی
۳
برپر به پر ِ روزه زین گنبد پیروزهای آنک در این سودا بس شب که نخفته‌ستی
۴
چون دید که می‌سوزم گفتا که قلاوز‌مراهیت بیاموزم کان راه نرفته‌ستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth