شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۳ - غزل

اشعار محلی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی که ممیر وخته مو لبیکمه گفتمهی هی به خدا خوب تو گفتی مو شنفتم
۲
ای شیر نر عشق‌، تقلای مو پوچهای بوده مقدر که به چنگال تو بفتم
۳
تا زور دری تیز بزن بازوی صیادمو کِفتَرِ جُون سَختُم و آسُون نَمِیُفتُم
۴
گفتم که به پایت نخلد خار و مو امشوبا جاروی مژگون سر راه تو ره رُفتُم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth