شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جان و جهان آخر از روی نکوکارییک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری
۲
ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوشیا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری
۳
در پیش دو چشم من پیوسته خیال توخوش خواب که می‌بینم در حالت بیداری
۴
دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دلدر پوست نمی‌گنجد از لذت دلداری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth