شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داد سیلِ گریه‌ٔ من غوطه در گِل بحر راگوهر از گَردِ یتیمی کرد ساحل بحر را
۲
همتِ سرشار از بی سایلی خون می‌خوردکز گهر باشد هزاران عقده در دل بحر را
۳
عشقِ دریا‌دل نمی‌اندیشد از زخمِ زبانکی خَلَد در دل خس و خاشاک ساحل بحر را
۴
در غریبی کی فتند از جستجو روشندلان؟در سفر‌کردن به جز خود نیست منزل بحر را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth