خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور راداغِ بیتابی چراغان کرد کوهِ طور را
۲
از سرِ پر شور ما ای عقل ناقص درگذرپاسبانی نیست حاجت خانهٔ زنبور را
۳
بر گلِ رخسار او آن خالِ دلکش را ببینبر کفِ دستِ سلیمان گر ندیدی مور را
۴
بلبلِ بیشرم گرمِ ناله بیجا گشته استعاشقِ خاموش باید غنچهٔ مستور را
صفحهٔ ۱ از ۲