شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از فغان شد سر‌گرانی بیش آن طناز رانالهٔ عاشق بود افسانه خوابِ ناز را
۲
از ریاضت دامنِ مقصود می‌آید به چنگگوشمال آخر شود دستِ نوازش ساز را
۳
از زبان‌بازی سخن‌چین را زبان گردد درازمی‌شود مُهرِ دهن، شمع از خموشی گاز را
۴
می‌گشاید بالِ شهرت ناله در کنجِ قفسمی‌کند خس‌پوشِ گلشن شعلهٔ آواز را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth