خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس رانبضِ من بندِ زبان گردید جالینوس را
۲
بیندامت نیست هر حرفی که از لب سر زندبخیهزن از خامشی این رخنهٔ افسوس را
۳
نالهٔ دل کرد رسوا عشقِ پنهانِ مرانیست ممکن در بغلکردن نهان ناقوس را
۴
صاحبانِ کشف بیقدرند در درگاه حقنیست در دیوانِ شاهان رتبهای جاسوس را
صفحهٔ ۱ از ۲