شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانیتشویش مسلمانی ای مه تو که را مانی
۲
من واله یزدانم در حلقه مردانمزین بیش نمی‌دانم ای مه تو که را مانی
۳
هم بنده و آزادم ویرانه و آبادمهم بی‌دل و دلشادم ای مه تو که را مانی
۴
هر جسم که بر سر شد جان گشت و قلندر شدهم مؤمن و کافر شد ای مه تو که را مانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth