خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش راچون کنی پنهان ز چشمِ خلق حالِ خویش را؟
۲
وارثان را کرد مستغنی ز احسانِ اجلهر که پیش از مرگ قسمت کرد مالِ خویش را
۳
چون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا،برنیارم ز آستین دستِ سؤالِ خویش را
۴
در میانِ جمع تا چون شمع باشی سرفراززسبزدار از آبِ چشمِ خود نهالِ خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳