خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر نمی آید مراد از کعبه گل عشق راهست محراب دعا از رخنه دل عشق را
۲
می چو خون گرم جوشد از ته دل عشق رامطرب از خانه است چون مرغان بسمل عشق را
۳
موج سازد خوش عنان دریای لنگردار رااز دویدن کی شود مانع سلاسل عشق را
۴
حسن عالمگیر لیلی نیست در جایی که نیستدامن صحرا غبار از عالم گل عشق را
صفحهٔ ۱ از ۷