خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرکزِ خاک است گردون آسمانِ عشق رالامکان یک پله باشد آستانِ عشق را
۲
تا چه آید، روشن است، از دستِ این یک قبضه خاکچرخ نتوانست زه کردن کمانِ عشق را
۳
گفتگوی عاشقی لاحولِ بیدردان بودعقل نتواند شنیدن داستانِ عشق را
۴
پیش ازین اینجا نمک را قیمتِ الماس بودشورِ من کانِ ملاحت ساخت خوانِ عشق را
صفحهٔ ۱ از ۳