خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست ماه و آفتابی آسمانِ عشق راروشنی از آه باشد دودمانِ عشق را
۲
فیضِ ماه نو ز شمشیرِ شهادت میبرندخون حنای عید باشد کشتگانِ عشق را
۳
از دلِ سرگشتهام هر ذرهای در عالمی استاخترِ ثابت نباشد آسمانِ عشق را
۴
غوطه زد حلاج در خون، این کمان را تا کشیدچون کند زه هر گرانجانی کمانِ عشق را؟
صفحهٔ ۱ از ۴