شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق راسدِ راهِ شکوه روزی است دندان خلق را
۲
در جوانی گر‌چه فارغ از غمِ نان نیستندگردد از قدِ دوتا این غم دو چندان خلق را
۳
آنچنان کز آبِ تلخ افزون شود لب‌تشنگیدستگاهِ حرص افزاید ز سامان خلق را
۴
می‌رسد در خانهٔ در‌بسته روزی چون اجلحرص دارد اینچنین خاطر‌پریشان خلق را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth