خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۶۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانیخویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
۲
شیری است که میجوشد خونی است نمیخسبدخربنده چرا گشتی شه زاده ارکانی
۳
زر دارد و زر بدهد زین واخردت این دمآن کس که رهانید از بسیار پریشانی
۴
اشتر ز سوی بیشه بیجهد نمیآیدکی آمدهای ای جان زان خاک به آسانی
صفحهٔ ۱ از ۵