شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بلندی مانع گردش شود افلاک راگر زمین بیرون دهد آسودگان خاک را
۲
نیست از زخم زبان پروا دل بی باک رامی کند آتش عبیر پیرهن خاشاک را
۳
عشق فیض صبح بخشد سینه های چاک راچون صدف رزق از گهر باشد دهان پاک را
۴
شمع هیهات است پای خویش را روشن کندهست لازم تیره بختی شعله ادراک را
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth