خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مراشوقِ چون خورشیدِ تابان دربدر دارد مرا
۲
نیست از کوتاهیِ پرواز برجا ماندنمتنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا
۳
بس که دارم انفعال از بیوجودیهای خویشآب گردم چون کسی از خاک بردارد مرا
۴
نیست از بیجوهری پوشیده حالیهای منآسمان چون تیغ در زیرِ سپر دارد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳