شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرادستِ خود از هر چه شستم پاک، قسمت شد مرا
۲
خود حسابی شد دلِ آگاه را روزِ حسابدیدهٔ انصاف میزانِ قیامت شد مرا
۳
پیری از دنیای باطل کرد روی من به حققامتِ خم‌گشته محرابِ عبادت شد مرا
۴
هر می تلخی که بردم در جوانی‌ها به کاروقت پیری مایهٔ اشکِ ندامت شد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth