خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرادستِ خود از هر چه شستم پاک، قسمت شد مرا
۲
خود حسابی شد دلِ آگاه را روزِ حسابدیدهٔ انصاف میزانِ قیامت شد مرا
۳
پیری از دنیای باطل کرد روی من به حققامتِ خمگشته محرابِ عبادت شد مرا
۴
هر می تلخی که بردم در جوانیها به کاروقت پیری مایهٔ اشکِ ندامت شد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲