شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرااین رهِ پر پیچ و خم بر پا سَلاسِل شد مرا
۲
تخمِ امیدی که دل در سینه خرمن کرده بوددر زمینِ شورِ دنیا جمله باطل شد مرا
۳
کرد کارِ سیلِ بی‌زنهار با ویرانه‌امخرمنی کز دانه‌های اشک حاصل شد مرا
۴
نیستم بر خاطرِ دریا گران چون خار و خسمی‌تواند هر کفِ بی‌مغز، ساحل شد مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth