شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرادرد و داغِ عشق باغ و بوستانی شد مرا
۲
از گرفتاری به آزادی رسیدم در قفسخارخارِ دیدنِ گل آشیانی شد مرا
۳
شد ز دنیا چشم‌بستن، جنتِ در بسته‌امخط‌ کشیدن بر جهان، خطِ امانی شد مرا
۴
عشرتِ مُلکِ سلیمان می‌کنم در چشمِ مورقطره از دقّت محیطِ بیکرانی شد مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth