شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مراجمع کردم پای در دامن، پناهی شد مرا
۲
در گذارِ سیل بودم، داشتم تا خانه‌ایاز گِرانان، تُرک‌خان‌و‌مان پناهی شد مرا
۳
دستگاهِ عیش بر من خوابِ راحت تلخ داشتچون سبو کوتاه‌دستی تکیه‌گاهی شد مرا
۴
غیرِ حق کردم فرامش هر چه در دل داشتمطاقِ نسیان از دو عالم قبله‌گاهی شد مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth