شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مراباغ‌های دلگشا در زیرِ پر باشد مرا
۲
تلخرویان را می روشن گوارا می کندابرِ بی می، کوه بر بالای سر باشد مرا
۳
نیستم یک لحظه بی مشقِ جنون، هر جا که هستنوخطی پیوسته در مدِ نظر باشد مرا
۴
سرمهٔ خاموشیِ من از سوادِ شهرهاستچون جرس گلبانگِ عشرت در سفر باشد مرا
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth