شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۶۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهیاز بهر خدا بشنو فریاد و علی اللهی
۲
در روح نظر کردم بی‌رنگ چو آبی بودناگاه پدید آمد در آب چنان ماهی
۳
آن آب به جوش آمد هستی به خروش آمدتا واشد و دریا شد این عالم چون چاهی
۴
دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطرهمن قطره و او قطره گشتیم چو همراهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth