شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون به خاطر آن دو لعلِ آبدار آید مراصد بدخشان اشکِ خونین در کنار آید مرا
۲
خونِ خود را می‌کنم چون آب بر تیغش حلالبر سرِ بالین اگر آن گلعِذار آید مرا
۳
آن که برقِ خرمنم در زندگی هرگز نشدبعدِ مردن چشم‌ دارم بر مزار آید مرا
۴
تن به هجران دادن و از دور دیدن خوشترستمن که از خود می روم چون در کنار آید مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth