شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح از جان‌های روشن یاد می‌آید مراشام از تاریکی تن یاد می‌آید مرا
۲
از دمِ سردِ خزان برگی که می‌افتد به خاکاز جهان بی‌برگ رفتن یاد می‌آید مرا
۳
می‌شوم چون شبنمِ گل آب از تردامنیچون ازان پاکیزه دامن یاد می‌آید مرا
۴
ناله خیزد چون سپند از دانه‌ام بی اختیارچون ازان صحرا و خرمن یاد می‌آید مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth