خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مراچون علم، ناموس لشکرهاست بر گردن مرا
۲
صورت حال جهان زنگی و من آیینه امجز کدورت نیست حاصل از دل روشن مرا
۳
چون علم می بایدم زد غوطه در دریای تیغنیست بر تن گرچه غیر از پیرهن جوشن مرا
۴
برنمی تابد فروغ عاریت کاشانه امگل فتد از مهر و مه در دیده روزن مرا
صفحهٔ ۱ از ۳