خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تر نسازد گریه های ابر نیسانی مراجوهر دیگر بود در گوهرافشانی مرا
۲
چون نباشم یک سر و گردن بلند از آفتاب؟می کند زخم تو بر گردن گریبانی مرا
۳
گر نمی شد دانه خال تو خضر راه کفرسبحه می انداخت در دام مسلمانی مرا
۴
در قیامت هم نخواهم از عتابش شکوه کردزین زبان بندی که کرد آن چین پیشانی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲