شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به این دستور خیزد، شمع ماتم می کنددود تلخ خط چراغ دودمان حسن را
۲
چون ورق برگشت، موری شیر را عاجز کندخط به مویی بست دست قهرمان حسن را
۳
خواب ما را از طراوت گرچه سنگین کرد خطسیل بی زنهار شد خواب گران حسن را
۴
می ربایندش هوسناکان ز دست یکدگرنرم کرد از بس که خط پشت کمان حسن را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth