شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده رافرش کردم در ره می دامن سجاده را
۲
چون سبو تا هست نم از زندگی در پیکرتدستگیری کن می آشامان عاشق باده را
۳
این سخن را سرو می گوید به آواز بلندجامه از پیکر بروید مردم آزاده را
۴
روز و شب از صافی خاطر کدورت می کشمما چه می کردیم چون آیینه لوح ساده را؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth