شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرد سودا آسمان سیر این دل دیوانه راسوختن شد باعث نشو و نما این دانه را
۲
محو شد در حسن آن کان ملاحت، دیده هااز زمین شور، بیرون شد نباشد دانه را
۳
عشق سازد حسن عالمسوز را در خون دلیرذوالفقار شمع باشد بال و پر پروانه را
۴
می شود در ساغر مخمور، می آب حیاتعاشقان دانند قدر جلوه مستانه را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth